سروده های من - 5


دم دم های غروب خاطراتش برایم تازه شد ...
سایه آرزوهای دست نیافتنی کودکی بر دیوار حیاط باران خورده خانه مادر بزرگ...
نمی دانم چه شد که دستهامان عاقبت آرزوها را چید ...
راستی ما بزرگ شدیم یا خورشید دلهامان از نیمه آسمان زندگی گذشت؟

خرداد 1390 - مونترال



سروده های من - 4


به جای جشن گرفتن هر ساله تولد ... کاش برای سالروز "تولد دوباره" مان شادمانی کنیم... بد به حال آنها که هرگز "دوباره" متولد نمی شوند ...

خرداد 1390 - مونترال