سلام

در پی اعتراضاتی که شد به اینکه من چرا مدتیه حالم گرفته به نظر میاد و منفی می نویسم، تصمیم گرفتم که رسما اعلام کنم که "همه چی آرومه! من چقد خوشحالم!"

آخه برخی دوستان متوجه نیستند که به هر حال یکمی (فقط یکمی!) آدم حق داره دلش بگیره تو غربت دیگه! اونم گاهی!

وگرنه باور کنید حالم خوبه!

راستش ازدواج کردن دختر عموم یکم ذهنم رو آشفته کرده بود. اما دیروز که آقای داماد رو دیدم دلم آروم گرفت. پسر خندون و آرومی به نظر میومد. انشالله که خوشبخت بشن.

همین!!

امروز هم تولدم رو با دوستای دانشگاهم "جشن" گرفتم. ناهار با هم بیرون بودیم. و اولین کادوی تولد در مونترال رو هم از دوست مکزیکیم گرفتم که یه دستبند قشنگ بود که خودش برام درست کرده بود.


شاد و پاینده باشید.

برای درس های من هم دعا کنید.