سروده های من - 8
"فریاد"
همین موجی که قایق را شکسته
مرا روزی دریابان دل بود
به هر جا می کشانیدم سبکبال
دو چشمش رونق این آب و گل بود
حضورش شمع بود و وجودم
چو پروانه بسوزاند و بخندید
نمیدانست نور پر فروغش
بخواهد مرد با فریاد خورشید
مونترال - آذر 1390
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۰۵ ساعت 8:13 توسط س.ط
|
ما برفتیم و